مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

56

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

غياثيه : « دوّار به پارسى سرگشتن را گويند و سدر آن را گويند كه مردم چون برخيزند ، چشم تاريك شود و سر بگردد و بيم باشد كه بيفتد . . . » ( مقالهء اول ، باب سوم ) . « كابوس علتى است كه چون مردم در خواب شوند ، چنان پندارند كه او را مىفشارند و نفس او تنگ مىشود . . . » ( مقالهء اوّل ، باب چهارم ) . خفى علايى : « سرگشتن به تازى دوّار گويند و سدر نيز گويند و اين علتى است كه مردم چون بر پاى خيزند ، چشم ايشان تاريك شود و بيم باشد كه بيفتند . . . » ( ص 139 ) . « كابوس علتى است كه مردم چون در خواب شوند ، پندارند كه چيزى گران بر سينهء ايشان است و ايشان را مىفشارد و نفس ايشان تنگ مىشود . . . » ( ص 140 ) . با اين حال در بسيارى از مواضع ، مخصوصا در تداوى و قرابادين ، غياثيه اثرى مستقل است . روايتهاى خلاصه شده در كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى ، نسخه‌اى تحت شمارهء 6154 نگهدارى مىشود كه شامل 28 برگ كاغذ سمرقندى شكرى ، به قطع خشتى 13 5 / 20 مىباشد . در ابتداى نسخه آثار تملّك « مرشد ابن اسحاق دليجانى » كه در سال 1094 ه . ق . درج شده ، به چشم مىخورد . اين نسخه به خط نستعليق و احتمالا در قرن 10 كتابت شده است . اين نسخه در فهرست كتابخانهء مجلس مورد اشاره قرار گرفته « 1 » و بىآنكه قراين تسميه در آن يافت شود ، تحفة الحكما ناميده شده . فهرست اين نسخه كه در ابتداى آن و پس از ديباچه درج شده ، دقيقا مطابق فهرست رسالهء غياثيه است و در ديباچهء بسيار كوتاه آن ، به مصنّف با عبارت « محمود بن الياس غفر اللّه له » اشاره شده‌اند ، امّا از ذكر نام مهدى إليه دريغ شده و تنها القاب وى شماره شده است كه پاره‌اى از القاب مندرج در ديباچهء غياثيه است .

--> ( 1 ) . ج 19 ، صص 144 - 145 ، و نيز : فهرستوارهء كتابهاى فارسى ، ج 5 ، ص 3336 .